داخلی  »  وبلاگها  »  اجتماعی

آیا شما هم مریض هستید؟

محمدهاشم اکبریانی

کد مطلب : 46562 11 ارديبهشت 1389 ساعت 9:40


فرارو- وبلاگ‌نویسی عوالم خودش را دارد و وبلاگ‌نویسی شعرا و هنرمندان عوالم بسیار خاص‌تر خودش را. روایتی را که خواهید خواند، محمدهاشم اکبریانی، در وبلاگ پرانتز بسته با عنوان آیا شما هم مریض هستید؟ در انتقاد از رفتارهای برخی وبلاگ‌نویسان شاعر یا به عبارت بهتر شاعران وبلاگ‌نویس نگاشته است:

با خواندن مطلب زير مي‌توانيد به اين پرسش پاسخ دهيد:

آيا شما هم مریض هستيد؟

قبل از همه اميدوارم بعد از مطالعه نوشته زير اگر انواع ديگري از بيماري را مي‌شناسيد حتما پيغام بگذاريد.

++=++=++=++=++=++=++

خيلي از ما مريضيم. در همين عالم وبلاگ‌‌نويسي يا سايت‌نگاري مگر آدم بيمار كم پيدا مي‌شود:

1- وقتي با بعضي شاعران و داستان‌نويسان به اصطلاح درجه يك و خيلي معروف و مشهور در باره سايت يا وبلاگشان حرف مي‌زني مي‌گويند: «البته راه‌اندازي و كارش كه با من نيست. چندتا از بچه‌ها اومدن و گفتن مي‌خوايم برا شما يه سايت راه بندازيم منم گفتم هركار دل‌تون مي‌خواد بكنين. الان هم خودشون كاراش رو انجام مي‌دن»

براي اين آقايان يا خانم‌ها راه‌اندازي وبلاگ يا سايت و نوشتن در آن يك امر پَست و حقيرانه محسوب مي‌شود كه ورود به آن دور از شان و منزلت آن‌هاست. اما اين شاعران يا داستان‌نويسان مريض از اين نكته بي‌خبرند كه وقتي پاي درددل همان كساني كه براي آن‌ها سايت و وبلاگ ساخته‌اند مي‌نشينيم به نكات بسيار مهمي اشاره مي‌كنند. يكي از اين‌ها مي‌گفت: «اصلا من نرفتم بگم مي‌خوام واسه‌ت وب يا سايت راه بندازم. خودش با هزار دوز و كلك از ما خواست كه براش يه وبلاگ راه بندازيم كه ما هم راه انداختيم و از آن روز به بعد هم پدر ما رو در آورده. يه روز زنگ مي‌زنه كه فلان خبر منو چرا نذاشتين. يه روز مي‌گه چرا از شعر يا داستاناي من كه تو فلان نشريه چاپ شده حرفي نزدين. يه روز مي‌گه عكس بهتري از من بذارين. جداً ديگه خسته شديم از دستش. يه غلطي كرديم همون اولش تو رودربايستي مونديم و گفتيم چشم، حالا مثل خر مونديم تو گل كه از دستش چطور خلاص شيم.»

اين شاعران بزرگوار و مشهور و معروف، اولين دسته از اين بيماران هستند.

2- دسته ديگر از بيماران، شاعران و نويسندگان تازه به دوران رسيده‌اي هستند كه مي‌خواهند اداي بزرگان را در آورند و وقتي به وبلاگ يا سايت آن‌ها وارد مي‌شوي همان بالاي صفحه يك نوشته مي‌بيني كه آمده: «اين سايت توسط دوستداران و علاقمندان به .......، شاعر برجسته كشورمان راه‌اندازي شده است.»

آخر كسي نيست به اين شاعران يا داستان‌نويسان بيمار و نوپا بگويد: «دوست عزيز، مريضي تا اين حد؟» در مورد بيماري اين گروه هيچ حرفي ندارم.

3ـ بيماراني از شاعران و نويسندگان هم هستند كه وبلاگي راه مي‌اندازند و بعد به شكل‌هاي مختلف سعي مي‌كنند تعداد پيام‌ها را بالا ببرند و مثلا بگويند كه وبلاگ ما خيلي بازديدكننده دارد. شيوه‌هاي آن‌ها متفاوت است. يكي آن است كه خودشان با نام‌هاي جعلي براي مطالبشان پيام مي‌گذارند و همين‌طور كنتور را بيشتر و بيشتر مي‌كنند. شيوه ديگر آن‌ها هم اين است كه به اين و آن زنگ مي‌زنند يا ايميل مي‌فرستند كه: «حتما به وبلاگ من سر بزن و يه پيام درست و حسابي بذار» بعد هم تاكيد مي‌كنند كه: «حتما بيايي ها. نكنه يادت بره.» شيوه ديگر آن‌ها اين است كه با هزار ايما و اشاره و بعضي مواقع حتي خيلي مستقيم و بدون هيچ تعارفي از همان شاعران و نويسندگان به قول گفتني درجه يك مي‌خواهند كه اگر مي‌شود ماهي يكبار به وب آن‌ها سر بزنند و پيام محكم و استواري بگذارند!! شيوه ديگر... از اين بيماران و شيوه‌هاي آن‌ها براي بالا بردن بازديدكننده هم بگذريم.

4- برخي بيماران نيز چون تعداد بازديدكنندگان وبلاگشان كم بوده و از انگشتان يك دست هم فراتر نمي‌رود براي توجيه كم بودن بازديدكنندگان وبلاگشان به هزار و يك استدلال فلسفي و اجتماعي متوسل مي‌شوند و مهم‌تر از همه آن كه سعي مي‌كنند وبلاگ‌هاي پر بيننده را به هر شكلي كه شده متهم به رفتارها و شيوه‌ها و ابزارهاي بيمارگونه نمايند. اين نوشته نشان مي‌دهد كه من از اين دست بيماران هستم!!!!!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
کد امنيتی :